Mestercoputer

Mestercoputer

رایانهٔ سایبَر را چو سِیَه می‌کنَم زِ بایْ‌پَسِ تو، خَندِه به گُلْگون می‌زَنَم گُفتی: اَمنیَّتِ مَن، حِصاری‌ست بُلَند مَن آن مُورِ سِحْرَم کِه خاکِ دَمَنَم!